عراقی
غزلیات
عراقی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
121غزل شماره ۱۲۱ - رخ سوی خرابات نهادیم دگربار...غزلرخ سوی خرابات نهادیم دگربار←122غزل شماره ۱۲۲ - نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار...غزلنظر ز حال من ناتوان دریغ مدار←123غزل شماره ۱۲۳ - غلام روی توام، ای غلام، باده بیار...غزلغلام روی توام، ای غلام، باده بیار←124غزل شماره ۱۲۴ - مرا از هر چه می بینم رخ دلدار اولی تر...غزلمرا از هر چه می بینم رخ دلدار اولی تر←125غزل شماره ۱۲۵ - نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولی تر...غزلنیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولی تر←126غزل شماره ۱۲۶ - سر به سر از لطف جانی ای پسر...غزلسر به سر از لطف جانی ای پسر←127غزل شماره ۱۲۷ - آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟...غزلآب حیوان است، آن لب، یا شکر؟←128غزل شماره ۱۲۸ - ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر...غزلای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر←129غزل شماره ۱۲۹ - بر درت افتاده ام خوار و حقیر...غزلبر درت افتاده ام خوار و حقیر←130غزل شماره ۱۳۰ - به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر...غزلبه دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر←131غزل شماره ۱۳۱ - بی دلی را بی سبب آزرده گیر...غزلبی دلی را بی سبب آزرده گیر←132غزل شماره ۱۳۲ - ای مطرب درد، پرده بنواز...غزلای مطرب درد، پرده بنواز←133غزل شماره ۱۳۳ - چون تو کردی حدیث عشق آغاز...غزلچون تو کردی حدیث عشق آغاز←134غزل شماره ۱۳۴ - از غم عشقت جگر خون است باز...غزلاز غم عشقت جگر خون است باز←135غزل شماره ۱۳۵ - کار ما، بنگر، که خام افتاد باز...غزلکار ما، بنگر، که خام افتاد باز←136غزل شماره ۱۳۶ - بی جمال تو، ای جهان افروز...غزلبی جمال تو، ای جهان افروز←137غزل شماره ۱۳۷ - ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز...غزلساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز←138غزل شماره ۱۳۸ - در بزم قلندران قلاش...غزلدر بزم قلندران قلاش←139غزل شماره ۱۳۹ - تماشا می کند هر دم دلم در باغ رخسارش...غزلتماشا می کند هر دم دلم در باغ رخسارش←140غزل شماره ۱۴۰ - بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش...غزلبکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش←141غزل شماره ۱۴۱ - نرسد به هر زبانی سخن دهان تنگش...غزلنرسد به هر زبانی سخن دهان تنگش←142غزل شماره ۱۴۲ - صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش...غزلصلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش←143غزل شماره ۱۴۳ - کردم گذری به میکده دوش...غزلکردم گذری به میکده دوش←144غزل شماره ۱۴۴ - باز غم بگرفت دامانم، دریغ...غزلباز غم بگرفت دامانم، دریغ←145غزل شماره ۱۴۵ - حبذا عشق و حبذا عشاق...غزلحبذا عشق و حبذا عشاق←146غزل شماره ۱۴۶ - بیا، که خانه دل پاک کردم از خاشاک...غزلبیا، که خانه دل پاک کردم از خاشاک←147غزل شماره ۱۴۷ - بیا، که خانه دل پاک کردم از خاشاک...غزلبیا، که خانه دل پاک کردم از خاشاک←148غزل شماره ۱۴۸ - دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک...غزلدلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک←149غزل شماره ۱۴۹ - گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک...غزلگر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک←150غزل شماره ۱۵۰ - تنگ آمدم از وجود خود، تنگ...غزلتنگ آمدم از وجود خود، تنگ←