ابوسعید ابوالخیر
رباعیات
ابوسعید ابوالخیر / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
121رباعی شماره ۱۲۱ - بر ما در وصل بسته میدارد دوست...رباعیبر ما در وصل بسته میدارد دوست←122رباعی شماره ۱۲۲ - ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست...رباعیما دل به غم تو بسته داریم ای دوست←123رباعی شماره ۱۲۳ - ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست...رباعیای دوست ای دوست ای دوست ای دوست←124رباعی شماره ۱۲۴ - ای خواجه ترا غم جمال ماهست...رباعیای خواجه ترا غم جمال ماهست←125رباعی شماره ۱۲۵ - عارف که ز سر معرفت آگاهست...رباعیعارف که ز سر معرفت آگاهست←126رباعی شماره ۱۲۶ - در کار کس ار قرار میباید هست...رباعیدر کار کس ار قرار میباید هست←127رباعی شماره ۱۲۷ - تا در نرسد وعده هر کار که هست...رباعیتا در نرسد وعده هر کار که هست←128رباعی شماره ۱۲۸ - در درد شکی نیست که درمانی هست...رباعیدر درد شکی نیست که درمانی هست←129رباعی شماره ۱۲۹ - با دل گفتم که ای دل احوال تو چیست...رباعیبا دل گفتم که ای دل احوال تو چیست←130رباعی شماره ۱۳۰ - پرسید ز من کسیکه معشوق تو کیست...رباعیپرسید ز من کسیکه معشوق تو کیست←131رباعی شماره ۱۳۱ - جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست...رباعیجسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست←132رباعی شماره ۱۳۲ - دیروز که چشم تو بمن در نگریست...رباعیدیروز که چشم تو بمن در نگریست←133رباعی شماره ۱۳۳ - عاشق نتواند که دمی بی غم زیست...رباعیعاشق نتواند که دمی بی غم زیست←134رباعی شماره ۱۳۴ - گر مرده بوم بر آمده سالی بیست...رباعیگر مرده بوم بر آمده سالی بیست←135رباعی شماره ۱۳۵ - می گفتم یار و می ندانستم کیست...رباعیمی گفتم یار و می ندانستم کیست←136رباعی شماره ۱۳۶ - ای دل همه خون شوی شکیبایی چیست...رباعیای دل همه خون شوی شکیبایی چیست←137رباعی شماره ۱۳۷ - اندر همه دشت خاوران گر خاریست...رباعیاندر همه دشت خاوران گر خاریست←138رباعی شماره ۱۳۸ - در بحر یقین که در تحقیق بسیست...رباعیدر بحر یقین که در تحقیق بسیست←139رباعی شماره ۱۳۹ - رنج مردم ز پیشی و از بیشیست...رباعیرنج مردم ز پیشی و از بیشیست←140رباعی شماره ۱۴۰ - ما عاشق و عهد جان ما مشتاقیست...رباعیما عاشق و عهد جان ما مشتاقیست←141رباعی شماره ۱۴۱ - گاهی چو ملایکم سر بندگیست...رباعیگاهی چو ملایکم سر بندگیست←142رباعی شماره ۱۴۲ - چون حاصل عمر تو فریبی و دمیست...رباعیچون حاصل عمر تو فریبی و دمیست←143رباعی شماره ۱۴۳ - دردا که درین سوز و گدازم کس نیست...رباعیدردا که درین سوز و گدازم کس نیست←144رباعی شماره ۱۴۴ - در سینه کسی که راز پنهانش نیست...رباعیدر سینه کسی که راز پنهانش نیست←145رباعی شماره ۱۴۵ - در کشور عشق جای آسایش نیست...رباعیدر کشور عشق جای آسایش نیست←146رباعی شماره ۱۴۶ - افسوس که کس با خبر از دردم نیست...رباعیافسوس که کس با خبر از دردم نیست←147رباعی شماره ۱۴۷ - گفتار نکو دارم و کردارم نیست...رباعیگفتار نکو دارم و کردارم نیست←148رباعی شماره ۱۴۸ - هرگز المی چو فرقت جانان نیست...رباعیهرگز المی چو فرقت جانان نیست←149رباعی شماره ۱۴۹ - در هجرانم قرار میباید و نیست...رباعیدر هجرانم قرار میباید و نیست←150رباعی شماره ۱۵۰ - گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست...رباعیگر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست←