محتشم کاشانی
غزلیات
محتشم کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
421غزل شماره ۴۲۱ - من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم...غزلمن منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم←422غزل شماره ۴۲۲ - خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم...غزلخوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم←423غزل شماره ۴۲۳ - من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم...غزلمن که از ادعیه خوانان دگر ممتازم←424غزل شماره ۴۲۴ - به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم...غزلبه بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم←425غزل شماره ۴۲۵ - ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم...غزلای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم←426غزل شماره ۴۲۶ - افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد...غزلافکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد←427غزل شماره ۴۲۷ - کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم...غزلکو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم←428غزل شماره ۴۲۸ - رسید نغمه ای از باده نوشی تو به گوشم...غزلرسید نغمه ای از باده نوشی تو به گوشم←429غزل شماره ۴۲۹ - گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم...غزلگر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم←430غزل شماره ۴۳۰ - به دشمن یارئی در قتل خود از یار می فهمم...غزلبه دشمن یارئی در قتل خود از یار می فهمم←431غزل شماره ۴۳۱ - به فنا بنده رهی می دانم...غزلبه فنا بنده رهی می دانم←432غزل شماره ۴۳۲ - من نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنم...غزلمن نه مجنونم که خواهم روی در صحرا کنم←433غزل شماره ۴۳۳ - دور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم...غزلدور از تو بر روی بتان چون چشم پرخون افکنم←434غزل شماره ۴۳۴ - بس که همیشه در غمت فکر محال می کنم...غزلبس که همیشه در غمت فکر محال می کنم←435غزل شماره ۴۳۵ - زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم...غزلزین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونم←436غزل شماره ۴۳۶ - گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم...غزلگر شود ریش درون رخنه گر بیرونم←437غزل شماره ۴۳۷ - ز دستت جیب گل پیراهنانرا چاک می بینم...غزلز دستت جیب گل پیراهنانرا چاک می بینم←438غزل شماره ۴۳۸ - دل خود را هنوز اندر تمنای تو می بینم...غزلدل خود را هنوز اندر تمنای تو می بینم←439غزل شماره ۴۳۹ - از سر کوی تو با صدگونه سودا می روم...غزلاز سر کوی تو با صدگونه سودا می روم←440غزل شماره ۴۴۰ - گرچه ناچار از درت ای سرو رعنا می روم...غزلگرچه ناچار از درت ای سرو رعنا می روم←441غزل شماره ۴۴۱ - مفتون چشم کم نگه پر فتنه ات شوم...غزلمفتون چشم کم نگه پر فتنه ات شوم←442غزل شماره ۴۴۲ - کو دل که محو نرگس جادو فنت شوم...غزلکو دل که محو نرگس جادو فنت شوم←443غزل شماره ۴۴۳ - وصل کو تا بی نیاز از وصل آن دلبر شوم...غزلوصل کو تا بی نیاز از وصل آن دلبر شوم←444غزل شماره ۴۴۴ - خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم...غزلخوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم←445غزل شماره ۴۴۵ - مهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوم...غزلمهر بیگانگی آغاز تو را بنده شوم←446غزل شماره ۴۴۶ - منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم...غزلمنم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم←447غزل شماره ۴۴۷ - تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم...غزلتو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم←448غزل شماره ۴۴۸ - به من حیفست شمشیر سیاست دار عبرت هم...غزلبه من حیفست شمشیر سیاست دار عبرت هم←449غزل شماره ۴۴۹ - آن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه هم...غزلآن شوخ جانان آشنا سوزد دل بیگانه هم←450غزل شماره ۴۵۰ - بس که ما از روی رسوائی نقاب افکنده ام...غزلبس که ما از روی رسوائی نقاب افکنده ام←