فروغی بسطامی
غزلیات
فروغی بسطامی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
151غزل شماره ۱۵۱ - تا سوی من آن چشم سیه را نگه افتاد...غزلتا سوی من آن چشم سیه را نگه افتاد←152غزل شماره ۱۵۲ - دل به ابروی تو ای تازه جوان باید داد...غزلدل به ابروی تو ای تازه جوان باید داد←153غزل شماره ۱۵۳ - لعل تو به سر چشمه زمزم نتوان داد...غزللعل تو به سر چشمه زمزم نتوان داد←154غزل شماره ۱۵۴ - روزی که خدا کام دل تنگ دلان داد...غزلروزی که خدا کام دل تنگ دلان داد←155غزل شماره ۱۵۵ - مصوری که تو را چین زلف مشکین داد...غزلمصوری که تو را چین زلف مشکین داد←156غزل شماره ۱۵۶ - همان که چشم تو را طرز دل ربایی داد...غزلهمان که چشم تو را طرز دل ربایی داد←157غزل شماره ۱۵۷ - مشاطه تا به روی تو زلف دوتا نهاد...غزلمشاطه تا به روی تو زلف دوتا نهاد←158غزل شماره ۱۵۸ - ای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد...غزلای کاش پی قتل من آن سیم تن افتد←159غزل شماره ۱۵۹ - هر سر که به سودای خط و خال تو افتد...غزلهر سر که به سودای خط و خال تو افتد←160غزل شماره ۱۶۰ - فرخنده شکاری که ز پیکان تو افتد...غزلفرخنده شکاری که ز پیکان تو افتد←161غزل شماره ۱۶۱ - نظر ز روی تو صاحب نظر نمی بندد...غزلنظر ز روی تو صاحب نظر نمی بندد←162غزل شماره ۱۶۲ - کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد...غزلکسی به زیر فلک دست بر قضا دارد←163غزل شماره ۱۶۳ - آخر این ناله سوزنده اثرها دارد...غزلآخر این ناله سوزنده اثرها دارد←164غزل شماره ۱۶۴ - ترک مست تو به دست از مژه خنجر دارد...غزلترک مست تو به دست از مژه خنجر دارد←165غزل شماره ۱۶۵ - جهان عشق ندانم چه زیر سر دارد...غزلجهان عشق ندانم چه زیر سر دارد←166غزل شماره ۱۶۶ - کسی ز فتنه آخر زمان خبر دارد...غزلکسی ز فتنه آخر زمان خبر دارد←167غزل شماره ۱۶۷ - خداخوان تا خدادان فرق دارد...غزلخداخوان تا خدادان فرق دارد←168غزل شماره ۱۶۸ - آن که یک ذره غمت در دل پر غم دارد...غزلآن که یک ذره غمت در دل پر غم دارد←169غزل شماره ۱۶۹ - گهی به دیر و گهی جلوه در حرم دارد...غزلگهی به دیر و گهی جلوه در حرم دارد←170غزل شماره ۱۷۰ - هر خم زلف تو یک جمع پریشان دارد...غزلهر خم زلف تو یک جمع پریشان دارد←171غزل شماره ۱۷۱ - کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد...غزلکسی که در دل شب چشم خون فشان دارد←172غزل شماره ۱۷۲ - چراغی کاین همه پروانه دارد...غزلچراغی کاین همه پروانه دارد←173غزل شماره ۱۷۳ - هر کس که به دل حسرت پیکان تو دارد...غزلهر کس که به دل حسرت پیکان تو دارد←174غزل شماره ۱۷۴ - گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد...غزلگر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد←175غزل شماره ۱۷۵ - این چه تابی است که آن حلقه گیسو دارد...غزلاین چه تابی است که آن حلقه گیسو دارد←176غزل شماره ۱۷۶ - غلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد...غزلغلام آن نظربازم که خاطر با یکی دارد←177غزل شماره ۱۷۷ - مهره توان برد، مار اگر بگذارد...غزلمهره توان برد، مار اگر بگذارد←178غزل شماره ۱۷۸ - کسی پا به کوی وفا می گذارد...غزلکسی پا به کوی وفا می گذارد←179غزل شماره ۱۷۹ - دل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد...غزلدل نام سر زلف ترا مشک ختا کرد←180غزل شماره ۱۸۰ - دوش زلف سیهت بنده نوازیها کرد...غزلدوش زلف سیهت بنده نوازیها کرد←