فروغی بسطامی
غزلیات
فروغی بسطامی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
211غزل شماره ۲۱۱ - هیچم آرام دل از زلف دل آرام نماند...غزلهیچم آرام دل از زلف دل آرام نماند←212غزل شماره ۲۱۲ - تا حریفان بر در می خانه ماوا کرده اند...غزلتا حریفان بر در می خانه ماوا کرده اند←213غزل شماره ۲۱۳ - قتل ما ای دل به تیغ او مقدر کرده اند...غزلقتل ما ای دل به تیغ او مقدر کرده اند←214غزل شماره ۲۱۴ - می فروشان آن چه از صهبای گلگون کرده اند...غزلمی فروشان آن چه از صهبای گلگون کرده اند←215غزل شماره ۲۱۵ - مستان بزم عشق شرابی نداشتند...غزلمستان بزم عشق شرابی نداشتند←216غزل شماره ۲۱۶ - تا به دل خورده ام از عشق گلی خاری چند...غزلتا به دل خورده ام از عشق گلی خاری چند←217غزل شماره ۲۱۷ - ای بنده بالای تو زرین کمری چند...غزلای بنده بالای تو زرین کمری چند←218غزل شماره ۲۱۸ - کاش می داد خدا هر نفسم جانی چند...غزلکاش می داد خدا هر نفسم جانی چند←219غزل شماره ۲۱۹ - ای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند...غزلای به دل ها زده مژگان تو پیکانی چند←220غزل شماره ۲۲۰ - دادن باده حرام است به نادانی چند...غزلدادن باده حرام است به نادانی چند←221غزل شماره ۲۲۱ - عید آمد و مرغان ره گل زار گرفتند...غزلعید آمد و مرغان ره گل زار گرفتند←222غزل شماره ۲۲۲ - کام من از آن کنج دهان هیچ ندادند...غزلکام من از آن کنج دهان هیچ ندادند←223غزل شماره ۲۲۳ - خاکم به ره آن بت چالاک نکردند...غزلخاکم به ره آن بت چالاک نکردند←224غزل شماره ۲۲۴ - ای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدند...غزلای خوش آنان که قدم در ره میخانه زدند←225غزل شماره ۲۲۵ - بر زلف تو باید که ره شانه ببندند...غزلبر زلف تو باید که ره شانه ببندند←226غزل شماره ۲۲۶ - مردان خدا پرده پندار دریدند...غزلمردان خدا پرده پندار دریدند←227غزل شماره ۲۲۷ - مرا با چشم گریان آفریدند...غزلمرا با چشم گریان آفریدند←228غزل شماره ۲۲۸ - چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند...غزلچینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند←229غزل شماره ۲۲۹ - گر به چین بویی از آن سنبل مشکین آرند...غزلگر به چین بویی از آن سنبل مشکین آرند←230غزل شماره ۲۳۰ - بهل ز صورت خوبت نقاب بردارند...غزلبهل ز صورت خوبت نقاب بردارند←231غزل شماره ۲۳۱ - چون بتان دستی به ناز زلف پر چین می برند...غزلچون بتان دستی به ناز زلف پر چین می برند←232غزل شماره ۲۳۲ - آنان که در محبت او سنگ می خورند...غزلآنان که در محبت او سنگ می خورند←233غزل شماره ۲۳۳ - تشنگان ستمت زندگی از سر گیرند...غزلتشنگان ستمت زندگی از سر گیرند←234غزل شماره ۲۳۴ - صورتگران که صورت دل خواه می کشند...غزلصورتگران که صورت دل خواه می کشند←235غزل شماره ۲۳۵ - مگر خدا ز رقیبان تو را جدا بکند...غزلمگر خدا ز رقیبان تو را جدا بکند←236غزل شماره ۲۳۶ - زان سبب جان آفرینش جان روشن لطف کرد...غزلزان سبب جان آفرینش جان روشن لطف کرد←237غزل شماره ۲۳۷ - گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند...غزلگر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند←238غزل شماره ۲۳۸ - کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند...غزلکاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند←239غزل شماره ۲۳۹ - دل نداند که فدای سر جانان چه کند...غزلدل نداند که فدای سر جانان چه کند←240غزل شماره ۲۴۰ - چون دم تیغ تو قصد جان ستانی می کند...غزلچون دم تیغ تو قصد جان ستانی می کند←