عطار
باب چهل و ششم: در معانیی که تعلق به صبح دارد
عطار / مختارنامه / باب چهل و ششم: در معانیی که تعلق به صبح دارد
فهرست متن
اشعار و آثار
1شماره ۱ - ای صبح به یک نفس سبق چون بردی...سایرای صبح به یک نفس سبق چون بردی←2شماره ۲ - ای صبح چو امشب تو ز اهل حرمی...سایرای صبح چو امشب تو ز اهل حرمی←3شماره ۳ - ای صبح بجز نام تو را صادق نیست...سایرای صبح بجز نام تو را صادق نیست←4شماره ۴ - ای صبح قدم به جایگه بایدداشت...سایرای صبح قدم به جایگه بایدداشت←5شماره ۵ - ای شب مزن از ستاره چندینی جوش...سایرای شب مزن از ستاره چندینی جوش←6شماره ۶ - ای صبح اگر دم به هوس خواهی زد...سایرای صبح اگر دم به هوس خواهی زد←7شماره ۷ - بیهمدم اگر دمی زنی نقصان است...سایربیهمدم اگر دمی زنی نقصان است←8شماره ۸ - چون هم نفس همه کسی هر جاییست...سایرچون هم نفس همه کسی هر جاییست←9شماره ۹ - ای صبح اگر از پرده علم خواهی زد...سایرای صبح اگر از پرده علم خواهی زد←10شماره ۱۰ - وقت است که ساقی سر می بگشاید...سایروقت است که ساقی سر می بگشاید←11شماره ۱۱ - آواز خروس صبح در سمع افتاد...سایرآواز خروس صبح در سمع افتاد←12شماره ۱۲ - ای صبح مرو دم پراکنده مزن...سایرای صبح مرو دم پراکنده مزن←13شماره ۱۳ - ای صبح چرا اسب ستیز انگیزی...سایرای صبح چرا اسب ستیز انگیزی←14شماره ۱۴ - ای صبح مرا به صد عذاب اندازی...سایرای صبح مرا به صد عذاب اندازی←15شماره ۱۵ - دوش از بر من یار گریزان میرفت...سایردوش از بر من یار گریزان میرفت←16شماره ۱۶ - ای صبح اگر عزیمت خنده کنی...سایرای صبح اگر عزیمت خنده کنی←17شماره ۱۷ - ای صبح هنوز ماهتاب است، مخند...سایرای صبح هنوز ماهتاب است، مخند←18شماره ۱۸ - ای شب تو طریق زلف جانان داری...سایرای شب تو طریق زلف جانان داری←19شماره ۱۹ - ای صبح دمی به خنده بگشای لبی...سایرای صبح دمی به خنده بگشای لبی←20شماره ۲۰ - تا کی ز شب دراز گریان گردم...سایرتا کی ز شب دراز گریان گردم←21شماره ۲۱ - ای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر...سایرای صبح! مدم، مخند و مپسند آخر←22شماره ۲۲ - ای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی...سایرای صبح! چو دیدی بر من سیم تنی←23شماره ۲۳ - امشب ز دمیدن تو ترسم ای صبح...سایرامشب ز دمیدن تو ترسم ای صبح←24شماره ۲۴ - امشب که دمی هم نفس جانانم...سایرامشب که دمی هم نفس جانانم←25شماره ۲۵ - امشب اگر از تو بی قراری نرود...سایرامشب اگر از تو بی قراری نرود←26شماره ۲۶ - امشب چه شود که لب ببندی ای صبح...سایرامشب چه شود که لب ببندی ای صبح←27شماره ۲۷ - ای چرخ ز دریوزه تو میگریم...سایرای چرخ ز دریوزه تو میگریم←28شماره ۲۸ - صبحا! ندمی تو تا که بندی نکنی...سایرصبحا! ندمی تو تا که بندی نکنی←29شماره ۲۹ - امشب بر ماست آن صنم جان افروز...سایرامشب بر ماست آن صنم جان افروز←30شماره ۳۰ - ای صبح! اگر تو یاریی خواهی کرد...سایرای صبح! اگر تو یاریی خواهی کرد←