عطار
باب چهل و ششم: در معانیی که تعلق به صبح دارد
عطار / مختارنامه / باب چهل و ششم: در معانیی که تعلق به صبح دارد
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - ای صبح! امشب علاج دیگر نبرم...سایرای صبح! امشب علاج دیگر نبرم←32شماره ۳۲ - ای صبح! هزار پرده در پیش انداز...سایرای صبح! هزار پرده در پیش انداز←33شماره ۳۳ - ای صبح! اگر بلندیت هست امشب...سایرای صبح! اگر بلندیت هست امشب←34شماره ۳۴ - ای صبح! اگر طلوع خواهی کردن...سایرای صبح! اگر طلوع خواهی کردن←35شماره ۳۵ - ای صبح! مخند امشب و لب بر لب باش...سایرای صبح! مخند امشب و لب بر لب باش←36شماره ۳۶ - امشب که مرا نه تاب و نه تب بودست...سایرامشب که مرا نه تاب و نه تب بودست←37شماره ۳۷ - ای صبح! جهان فروز عالم تو نیی...سایرای صبح! جهان فروز عالم تو نیی←38شماره ۳۸ - جانم به مراد دل رسیدست امشب...سایرجانم به مراد دل رسیدست امشب←39شماره ۳۹ - گر صبح شبی واقعه من دیدی...سایرگر صبح شبی واقعه من دیدی←40شماره ۴۰ - آن شب که بود وصال جان افروزم...سایرآن شب که بود وصال جان افروزم←41شماره ۴۱ - دوش آن بت مستم به طلب آمده بود...سایردوش آن بت مستم به طلب آمده بود←42شماره ۴۲ - دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم...سایردوش آمد و گفت: چند جانت سوزم←43شماره ۴۳ - چندان که به ناله میگشایم لب را...سایرچندان که به ناله میگشایم لب را←44شماره ۴۴ - گر زلف بتم نیی تو ای شب بسر آی...سایرگر زلف بتم نیی تو ای شب بسر آی←