کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

حکایت سفر حبشه

1

غریب آمدم در سواد حبش

دل از دهر فارغ سر از عیش خوش

2

به ره بر یکی دکه دیدم بلند

تنی چند مسکین بر او پای بند

3

بسیچ سفر کردم اندر نفس

بیابان گرفتم چو مرغ از قفس

4

یکی گفت کاین بندیان شب روند

نصیحت نگیرند و حق نشنوند

5

چو بر کس نیامد ز دستت ستم

تو را گر جهان شحنه گیرد چه غم؟

6

نیاورده عامل غش اندر میان

نیندیشد از رفع دیوانیان

7

وگر عفتت را فریب است زیر

زبان حسابت نگردد دلیر

8

نکونام را کس نگیرد اسیر

بترس از خدای و مترس از امیر

9

چو خدمت پسندیده آرم بجای

نیندیشم از دشمن تیره رای

10

اگر بنده کوشش کند بنده وار

عزیزش بدار خداوندگار

11

وگر کند رای است در بندگی

ز جان داری افتد به خربندگی

12

قدم پیش نه کز ملک بگذری

که گر بازمانی ز دد کمتری

متن شعر کپی شد.