کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده ۱۳ - رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود...

1

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود

درود باد بر این موکب خجسته، درود

2

به کتف دشت یکی جوشنی است مینا رنگ

به فرق کوه یکی مغفری است سیم اندرود

3

سپهر گوهر بارد همی به مینا درع

سحاب لولو پاشد همی به سیمین خود

4

شکسته تاج مرصع به شاخک بادام

گسسته عقد گهر بر ستاک شفتالود

5

به طرف مرز بر آن لاله های نشکفته

چنان بود که سر نیزه های خون آلود

6

به روی آب نگه کن که از تطاول باد

چنان بود که گه مسکنت جبین یهود

7

صنیع آزر بینی و حجت زردشت

گواه موسی یابی و معجز داوود

8

به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل

به هرچه برگذری، اندهی کند بدرود

9

یکی است شاد به سیم و یکی است شاد به زر

یکی است شاد به چنگ و یکی است شاد به رود

10

همه به چیزی شادند و خرم اند و لیک

مرا به خرمی ملک شاد باید بود

متن شعر کپی شد.