کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

قصیده ·

قصیده ۱۸ - بگریست ابر تیره به دشت اندر...

1

بگریست ابر تیره به دشت اندر

وز کوه خاست خنده کبک نر

2

خورشید زرد چون کله دارا

ابر سیه چو رایت اسکندر

3

بر فرق یاسمین، کله خاقان

بر دوش نارون، سلب قیصر

4

قمری به کام کرده یکی بربط

بلبل به نای برده یکی مزمر

5

نسرین به سر ببسته ز نو دستار

لاله به کف نهاده ز نو ساغر

6

نوروز فر خجسته فراز آمد

در موکبش بهار خوش دلبر

7

آن یک طراز مجلس و کاخ بزم

این یک طراز گلشن و دشت و در

8

آن بزم را طرازد چون کشمیر

این باغ را بسازد چون کشمر

9

هر بامداد، باد برآید نرم

وز روی گل به لطف کشد معجر

10

خوی کرده گل ز شرم همی خندد

چون خوبرو عروس بر شوهر

11

بر خار بن بخندد و سیصد گل

چون آفتاب سر زند از خاور

12

مانند کودکان که فرو خندند

آنگه کشان پذیره شود مادر

13

قارون هر آنچه کرد نهان در خاک

اکنون همی ز خاک برآرد سر

14

زمرد همی برآید از هامون

لولو همی بغلتد در فرغر

15

پاسی ز شب چو درگذرد گردد

باغ از شکوفه چون فلک از اختر

16

برف از ستیغ کوه فرو غلتد

هر صبح کآفتاب کشد خنجر

متن شعر کپی شد.