غزل · حافظ
غزل شماره ۲۵ - شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست...
1
شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست
2
اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود
ببین که جام زجاجی چه طرفه اش بشکست
3
بیار باده که در بارگاه استغنا
چه پاسبان و چه سلطان چه هوشیار و چه مست
4
از این رباط دودر چون ضرورت است رحیل
رواق و طاق معیشت چه سربلند و چه پست
5
مقام عیش میسر نمی شود بی رنج
بلی به حکم بلا بسته اند عهد الست
6
به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش
که نیستیست سرانجام هر کمال که هست
7
شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر
به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف نبست
8
به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست
9
زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید
که گفته سخنت می برند دست به دست