سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
چنین گفت آن عزیزی بادیانت
که تا حق عرضه دادست این امانت
2
زمین و آسمان زان در رمیدست
که بار عهده آن سخت دیدست
3
تو تنها آمدی تا آن کشی تو
از آن ترسم که خط در جان کشی تو
4
اگر اینست امانت ای همه ننگ
بسی این به کشد ازتو خری لنگ
5
اگر بی سر شوی این سر بدانی
وگرنه گربه از چند خوانی