سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
میدوید آن عامی زیر و زبر
تا نماز مرده در یابد مگر
2
آن یکی دیوانه چون او را بدید
کو در آن تعجیل بیخود میدوید
3
گفت چیزی سرد میگردد براه
هین بدو تا در رسی آنجایگاه
4
هستی از مردار دنیا ناصبور
میروی چون مرده میبینی ز دور
5
میخوری مردار دنیا ماه و سال
وین خود از جوعست برمردان حلال
6
تا که یک عاقل برآرد یک دمی
جاهلان خوردند در هم عالمی
7
تا بحکمت لقمه لقمان خورد
در خیانت خائنی صد جان خورد
8
اهل دنیا چون سگ دیوانهاند
در گزندت زانکه بس بیگانهاند
9
میخورند از جهل مرداری بناز
میکنند آنگه کفن از مرده باز