سایر · عطار
الحکایه و التمثیل
1
بر شره میخورد مجنونی طعام
شکر حق میگفت شکری بردوام
2
کای خداوندی که جان و تن ز تست
شکر تو از من طعام من ز تست
3
تو طعامم میفرستی ز اسمان
شکر من بر میفرستم هر زمان
4
میفرست اینجا فرو هر دم طعام
تا منت بر میفرستم بر دوام
5
واسطه این قوم را برخاستست
قول ایشان لاجرم بس راستست
6
چون نمیبینند غیری جز مجاز
جمله زو شنوند و زو گویند باز