کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

لبخند صبحدم

1

گر شود آنروی روشن جلوه گر هنگام صبح

پیش رخسارت کسی بر لب نیارد نام صبح

2

از بنا گوش تو و زلف تو ام آمد بیاد

چون دمید از پرده شب روی سیمین فام صبح

3

نیمشب با گریه مستانه حالی داشتم

تلخ شد عیش من از لبخند بی هنگام صبح

4

حواب را بدرود کن کز سیمگون ساغر دمید

پرتو می چون فروغ آفتاب از جام صبح

5

شست و شو در چشمه خورشید کرد از آن سبب

نور هستی بخش میبارد ز هفت اندام صبح

6

گر ننوشیده است در خلوت نبید مشک بوی

از چه آید هر نفس بوی بهشت از کام صبح ؟

7

میدود هر سو گریبان چاک از بی طاقتی

تا کجا آرام گیرد جان بی آرام صبح ؟

8

معنی مرگ و حیات ای نفس کوته بین یکیست

نیست فرقی بین آغاز شب و انجام صبح

9

این منم کز ناله و زاری نیاسایم دمی

ورنه آرامش پذیرد مرغ شب هنگام صبح

10

جلوه من یک نفس چون صبح روشن بیش نیست

در شکر خندی است فرجام من و فرجام صبح

11

عمر کوتاهم رهی در شام تنهایی گذشت

مردم و نشنیدم از خورشید رویی نام صبح

متن شعر کپی شد.