کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۰ - هفت دریا قطره ای از بحر بی پایان ماست...

1

هفت دریا قطره ای از بحر بی پایان ماست

این چنین بحری ز ما می جو که این بحر آن ماست

2

گنج او در کنج دل می جو که آنجا یافتیم

جای گنج عشق او کنج دل ویران ماست

3

دل به دلبر داده ایم و جان به جانان می دهیم

گر قبول اوفتد شکرانه ها بر جان ماست

4

ما درین دور قمر خوش مجلسی آراستیم

جام می در دور و ما سرمست این دوران ماست

5

جز خیال روی او نقشی نیاید در نظر

هرچه ما دیدیم و می بینیم آن جانان ما است

6

دل به دست زلف او دادیم و در پا می کشد

ما پریشانیم از او ، او نیز سرگردان ماست

متن شعر کپی شد.