کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۲ - موج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیست...

1

موج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیست

در میان ما و او جز ناحجابی هست نیست

2

در خرابات مغان هستند سر مستان ولی

همچو من رند خوشی مست خرابی هست نیست

3

ما شراب ذوق از آن لعل لبش نوشیده ایم

خوبتر زین جام و خوشتر زان شرابی هست نیست

4

نیست هستی غیر آن سلطان بی همتای ما

ورکسی گوید که هست آن در حسابی هست نیست

5

ز آفتاب روی او ذرات عالم روشن است

درنظر پیداست غیر از آفتابی هست نیست

6

عقل اگر در خواب می بیند خیال دیگری

اعتباری بر خیالی یا به خوابی هست نیست

7

نعمت الله این سخن از ذوق می گوید مدام

این چنین مستانه قولی در کتابی هست نیست

متن شعر کپی شد.