کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۳ - لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیست...

1

لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیست

در دو عالم غیر این یک پادشاهی هست نیست

2

چیست عالم سایه بان آفتاب حسن او

این چنین شاه لطیفی هیچ جائی هست نیست

3

بینوایان یافتند از جود آن سلطان نوا

در همه لشگر گه او بینوائی هست نیست

4

دردمندانیم و می نوشیم درد درد دل

غیر این شربت دگر ما را دوائی هست نیست

5

بر در میخانه با رندان مجاور گشته ایم

درجهان خوشتر از این دولت سرائی هست نیست

6

کشته او را حیات جاودانی نیست هست

عاشقان را غیر ازین دیگر بقائی هست نیست

7

نعمت الله می نماید نور چشم ما به ما

مثل او آئینه گیتی نمائی هست نیست

متن شعر کپی شد.