کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷۸ - هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند...

1

هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند

نیست ممکن که دمی بی هوسی بنشیند

2

ننشیند دل من یک نفسی از سر پا

تا که در صحبت تو خوش نفسی بنشیند

3

خلوت نقش خیال تو بود خانه چشم

نتوان دید که غیر از تو کسی بنشیند

4

بر سر راه تو گرچه عسسان بسیارند

نیست عاشق که ز خوف عسسی بنشیند

5

مدتی شد که سر کوی تو می جست دلم

از درت دور مکن گرچه بسی بنشیند

6

کس به فریاد من عاشق شیدا نرسد

مگر آن روز که فریادرسی بنشیند

7

نعمت الله به خلوت ننشیند بی تو

شاهبازی است کجا در قفسی بنشیند

متن شعر کپی شد.