سایر · ملک الشعرای بهار
شماره ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان
1
خرم و آباد باد مرز خبوشان
هیچ دلی از ستم مباد خروشان
2
گرچه خبوشانیان خروشان بودند
بینی زین پس خموش اهل خبوشان
3
مردی باید ستوده خوی کزین پس
برنخروشند این گروه خموشان
4
تا نخروشند این گروه بباید
آنچه پسندد به خود، پسندد به ایشان
5
جمع کندشان ز مردمی به بر خوبش
کاینان را حال بوده سخت پریشان
6
اهل خراسان و جز خراسان دانند
جمله که چونست حال مردم قوچان
7
ظلمی زبن پیش رفته است بر آنها
او کند آن ظلم را ازین پس جبران
8
ملک بیاراید و به عدل گراید
تا شود آباد آنچه زو شده ویران
9
بندد پای از عدوی خانگی آنگاه
گیرد دست از یتیم بی سر و سامان
10
کاری کاسان بود نگیرد دشوار
تا بس دشوار کار، گردد آسان
11
زینسان باید ستوده مرد هنرمند
آری مرد است آنکه باشد زینسان