کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

شماره ۲۴۶ - تغزل

1

بتا اگرچه به صورت تو زاده بشری

ولی به روی درخشان ، سلاله قمری

2

بشر نزاده چنین ماه روی غالیه موی

چگونه باورم آیدکه زاده بشری

3

به چهر و سیما فرزند ماه گردونی

به قد و بالا مانند سرو کاشمری

4

قمر شناسمت ار غمگسار بوده قمر

پری بخوانمت ار آشکار گشته پری

5

به زلف بافته ، رشگ بنفشه چمنی

به روی تافته ، شرم ستاره سحری

6

اگر شکارکنند آهوان صحرا را

به چشم ، ای بت آهونگه ، تو دل شکری

7

پری شنیدم اما پری نه دل سپراست

تو ای نگار پریچهره از چه دل سپری

8

سپرکنی به رخ ماه حلقه زنجیر

برای آنکه کنی روزگار من سپری

9

کسی که روی تو بیند زخویش بی خبرست

چرا ز حسن خود ای ماهرو تو بی خبری

10

نظر به روی تو دل ها ز دست برباید

که آفت دلی ای شوخ و فتنه نظری

11

منم غلام خط مشک فام تو که بدو

سپرده خط غلامی بنفشه طبری

12

کدام کس که تو را دید و دل نداد به تو

کدام کس که تو بینی و دل ازو نبری

13

به ماه و سروت اگر عاشقان کنند شبیه

تو ماه مشکین زلفی و سرو سیم بری

14

به روی تو صنما ختم شد نکورویی

چو برپیمبر ما ختم شد پیامبری

15

خدایگان رسولان ، رسول بار خدای

که مر خدایش بستوده از نکو سیری

16

خدای را غرض از خلقت جهان او بود

وگرنه بهرچه آورد انس وجن وپری

متن شعر کپی شد.