کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مثنوی ·

شماره ۷۷ - کل و کلاه

1

کلی را سر از زخم ناسور بود

ز خارش توانش ز تن دور بود

2

کنار یکی نهر، خارید سر

کلاهش فتاد اندر آن نهر در

3

بجنبید و بشتافت بر طرف آب

ولی آب را زو فزون بد شتاب

4

کله گه بغلطید وگه شد به اوج

به فرجام گم گشت در زیر موج

5

چو نومید شد کل ز صید کلاه

برون قاه قاه و درون آه آه

6

به یاران چنین گفت : کاین رشک لاخ

برای سرم بود لختی فراخ

متن شعر کپی شد.