مثنوی · ملک الشعرای بهار
شماره ۷۸ - دزدان خر
1
شنیدم که دو دزد خنجرگذار
خری را ربودند در رهگذار
2
یکی گفت بفروشم او را به زر
نگه دارمش گفت دزد دگر
3
در این ماجرا، گفتگو شد درشت
به دشنام پیوست و آخر به مشت
4
حریفان ما مشت بر هم زنان
که دزد دگر تافت خر را عنان