کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

تمثیل

1

مردی از فاقه در امان آمد

کارش از گشنگی به جان آمد

2

دید درکوی لاشه مردار

روزه بگشود بر چنان افطار

3

یافت با لاشه مرد را، یاری

گفت زنهار! مرد و مرداری

4

زین حرام ای رفیق دست بدار

تا دهد خوشه حلالت بار

5

گفت کم گوی از حرام و حلال

کار جانست ، نیست فرصت قال

6

تا دمد خوشه حلال از دشت

من مسکین حرام خواهم گشت

7

تا شود امتحان شاه تمام

نیکمردان شوند صید لئام

8

چون ملک تجربت تمام کند

هم مگر رستخیز عام کند

9

کاهل اصلاح دردسر بردند

یا بکشتید یاکه خود مردند

متن شعر کپی شد.