کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

راهی و آهی

1

پیش ساز تو من از سخر سخن دم نزنم

که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم

2

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست

تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

3

صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین

عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

4

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی

من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

5

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند

آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم

6

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت

کی بود باز که شوری به جهان درفکنم

7

نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد؟

من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم

8

بی تو دیگر غزل سایه ندارد لطفی

باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

متن شعر کپی شد.