غزل · سایه
گوشمال پنجه ی عشق
1
خدای را که چو یاران نیمه را مرو
تو نور دیده ی مایی به هر نگاه مرو
2
تو را که چون جگر غنچه جان گل رنگ است
به جمع جامه سپیدان دل سیاه مرو
3
به زیر خرقه ی رنگین چه دام ها دارند
تو مرغ زیرکی ای جان به خانقاه مرو
4
مرید پیر دل خویش باش ای درویش
وز او به بندگی هیچ پادشاه مرو
5
مباد کز در میخانه روی برتابی
تو تاب توبه نداری به اشتباه مرو
6
چو راست کرد تو را گوشمال پنجه ی عشق
به زخمه ای که غمت می زند ز راه مرو
7
هنر به دست تو زد بوسه، قدر خود بشناس
به دست بوسی این بندگان جاه مرو
8
گناه عقده ی اشکم به گردن غم توست
به خون گوشه نشینان بی گناه مرو
9
چراغ روشن شب های روزگار تویی
مرو ز آینه ی چشم سایه، آه مرو