سایر · سایه
گور شب
1
شب آمد و چیره شد سیاهی
آرام گرفت مرغ و ماهی
2
تنها منم اشک بار و بیدار
ای شب تو زجان من چه خواهی !
3
بشکیب و منال ای شباهنگ
انده مفزا بر این دل تنگ
4
بگذار به درد خود بگریم
در خون دلم فرو مزن چنگ
5
ای ماه متاب بر من امشب
آتش به دلم میفکن امشب
6
چشمک مزن ای ستاره ، خاموش
خونم مفشان به دامن امشب
7
ای باد به کوی من چه پویی
آزار دل مرا چه جویی
8
زان دختر شوخ چشم طناز
با من سخنی دگر نگویی !
9
نزدیک میا ، خیال او ، دور !
دور از من دردمند مهجور !
10
بگریز ازین شکسته ی درد
بگذار مرا درین شب گور !
11
آه ای شب تب گرغته پیش آی
و آغوش سیاه خویش بگشای
12
بفشار مرا به سینه ، بفشار
بربای مرا ز خویش ، بربای