سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
در بر رخم مبند
1
باز از جنون عشق به کوی تو آمدم
بیگانگی مکن که به بوی تو آمدم
2
در بر رخم مبند که همچون نگاه شوق
با کاروان اشک به سوی تو آمدم
3
از شهر بند عقل به سر منزل جنون
این سان به شوق دیدن روی تو آمدم
4
از رفته عذرخواه و ز اینده بیمناک
آشفته تر ز حلقه ی موی تو آمدم
5
مانند اشک دور ز دیدار مردمان
با سر دویده تا سر کوی تو آمدم