سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
گلهای شوق
1
باز احرام طواف کعبه دل بسته ام
در بیابان جنون بر شوق محمل بسته ام
2
می فشارم در میان سینه دل را بی شکیب
در تپیدن راه بر این مرغ بسمل بسته ام
3
می کنم اندیشه ی ایام عمر رفته را
بی سبب شیرازه بر اوراق باطل بسته ام
4
دیر شد باز آ که ترسم ناگهان پرپر شود
دسته گلهایی که از شوق تو در دل بسته ام
5
من شهید تیشه ی فرهادی خویشم سرشک
از چه رو تهمت بر آن شیرین شمایل بسته ام ؟