سایر · محمدرضا شفیعی کدکنی
آرزو
1
گر دلی آسوده ز آشوب زمن می داشتم
خاطری خندانتر از صبح چمن می داشتم
2
تا زدم چون غنچه دم بر باد رفتم همچو گل
کاشکی مهر خموشی بردهن می داشتم
3
اشک لرزانم که افتادم ز چشم آشنا
کاش یک بار دگر روی وطن می داشتم
4
داستان عشق من شیرین تر از فرهاد بود
گر نگفتم پاس عشق کوهکن می داشتم
5
همچو خورشید سحر بودی اگر مشتی زرم
جای در آغوش گل های چمن می داشتم
6
سود و سودایم کجا بودی به تدبیر جنون
گر هراس نام و ننگ خویشتن می داشتم