غزل · احمد پروین
ابهام
1
آینده یا تردید، آینده یا ابهام
دیروز بی پایان ، آغاز بی انجام
2
من فتح فردا را بیهوده مشتاقم
فردای پر آتش من خام و سودا خام
3
می دانم از فردا سودی نخواهم برد
من در زیانستم والعصر والایام
4
اندوه فردا را میخانه می خواهد
پیمان خود بستیم من، باده ، ساقی ، جام