غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
طاق ابرو
1
گشودی چشمه ی عشقی، به زیر طاق ابرویت
هزارم کردی ای جانان، به باغی پرگل ازرویت
2
چه دلها بردی ازدامن، به عرش عرصه هستی
هزاران دل ببستی تو، به هر تاری زگیسویت
3
جهانی واله آمد از، کمالاتی که می بخشی
چه جانهایی بپروردی، به آب جودی از جویت
4
به هر لفظی برم نامت، به وجد آرد دل عالم
به کامم شکر اندازد، صلای نام نیکویت
5
الا ای دلبر مه رو! دلم پرپر زند هر دم
که تیر ناوکی او را، به پرواز آورد سویت
6
سعادت یابد این جانم، اگر روزی فراآید
دلم را تا بگردانی، خطاب گفتی ازگویت
7
مرا این دل نمی گنجد به تن، گویا تو را خواهد
چه کردی با دلم جانا! به ریحانی زگل بویت
8
تو اسماعیل جانم را، پذیرفتی به قربانی
ببردی مذبحی اندر، منای حلقه ی مویت
9
اگر بربیشه ی عشقت، رسد پای دل الیار
غزالی ازغزل سازد، زجنس چشم آهویت