کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

سربدار یار

1

دلم به تیر ناوک جانان دچارآمد

به یک کرشمه گل اندر دلم بهارآمد

2

صبا زطره ی دلبر کمند جان بگشود

زتار زلف وی اندر دلم سه تار آمد

3

ز سوز نغمه ی جانسوز گیسوان اکنون

دل رمیده ی سنگین دلان به زار آمد

4

نشاط بزم می آورد و شور جان افزود

به ساغری دل خشکیده ام به بار آمد

5

دهید مژده به یاران که دل بیارایند

که بوی مقدم آن ماه گلعذار آمد

6

ز تیغ صحبت دلبر چو لب گشود انگار

به گردنم دو لب تیغ ذوالفقار آمد

7

رهد ز تابش دوزخ به دور چرخ قضا

هر آنکه بر سر او سایه ی نگار آمد

8

گلی ز روی کرم هر که داد مزرع دل

به فیض آب عنایت یکی هزار آمد

9

سرت ز حلقه ی گیسو نمی رهد الیار!

به چوب قامت یار اینچنین به دار آمد

متن شعر کپی شد.