کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

عشق من

1

درد مرا یکسره درمان کند؛ عشق من

می کشد افسار هوا، جان کند، عشق من

2

می بردم سوی منا، تا در آن، بهر یار

در قدم اندازد و قربان کند عشق من

3

کافر اگر خنده لب آید برش یک نظر

می بردش جان که مسلمان کند عشق من

4

گوی دلم را به کف آرد اگر ماه من

سینه ی جان، عرصه ی چوگان کند عشق من

5

گر بکشد پرده ز رخسار خود، جان برد

خاصه اگر، زلف پریشان کند عشق من

6

راز صفای دو جهان در دل این گهر

دشت و کویرم چوگلستان کند عشق من

7

رخت جهان بر کن از اندام جانم که تا

جمله فرامین تو فرمان کند عشق من!

8

جور تو الیار کشد از دلش تا مدام

خلوت دل با تو چراغان کند، عشق من!

متن شعر کپی شد.