غزل · اِ لیـــار (جبار محمدی )
غزال غزل
1
با غزل هم من غزال آرم به بستان دلت
تا به دیدارش بیارایم جمال خوشگلت
2
نافه ای از ناف اشعارم تراود تا مگر
پاشم از مشک کلامم بر نگارین سنبلت
3
من گل اشعار خود را از لبانت چیده ام
می فشانم تا گل اندر گل شود روی گلت
4
کودک شعرم مرید و ترجمان زلف توست
تا مگرتاری زمویت را رساند منزلت
5
می روم منزل به منزل با کتاب شعر خود
تا کنم افشا جمالت ره برم تا ساحلت
6
کلک پلکم را بیالایم به خوناب دلم
تا که دیوانی بر آرم از نمای محملت
7
هم تو ای الیار! اگر جان پای جانان می بری
دفتر ذهنت بشوی از فکر خام و باطلت