کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

حاکم هستی

1

خدایا هر دو عالم را تو خواهی هر چه خواهی

زمین و آسمان و ماه و کیوان را تو شاهی

2

شب ار زیبا رخان گل به سر، گرد هم آیند

توشمع جمع آنانی، مرا در دل تو ماهی

3

گهی از روی حکمت نطع نعمت می گشایی

گهی از روی تقدیرت ز خوان خود بکاهی

4

خداوندا تویی گردونه دار گرد گردون

تو بر اسرار اندر پرده در کیهان گواهی

5

گشایشگر تویی هر ذره را تا کهکشانها

نمودی هردلی را در جهان، خود رسم و راهی

6

تویی یارب مراد و جان، مرا در هر دو عالم

زدل می جویم از درگاه تکریمت نگاهی

7

زجرمم در گذر جانم بسامان کن ز رحمت

زمهرت بر من آور سایبان و سرپناهی

8

خدا! گر پرده و پیمانه ای از می نمی بود

نه می ماند آبرویی بر من و نی پایگاهی

9

اگر دستم بیازم از دل اندر حلقه ی عشق

نزیبد دیگرم دنیا و رنگ و نام و جاهی

10

بسوزان تیرگیهای زمان را هر شب از دل

مرا با خود ببر، نو کن دلم را هر پگاهی

11

نشان؛ مهری زمهرت بر جبین، الیار را تا

که در محشر به محضر ناید او با روسیاهی

متن شعر کپی شد.