کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

بستان امید

1

هر دم از عشق آید اندرگوش جان، ساز امید

تا کشد جان را سر بستان دلباز امید

2

سایه ی خوشبختی آرد بر سر هر طالبی

طالب ار با جان کشد ارابه ی ناز امید

3

مهر پایان است بر تاریکی و ناباوری

شهر شادی ها نهان، در پشت آغاز امید

4

شوق پرواز آورد بر هر دلی در هر زمان

گوشه ی گوش ار دهد بر دست آواز امید

5

آشیان سازد اگر در بوته زار هر دلی

تخم رفعت می نهد در دست دل، غاز امید

6

یاس اگر رحل افکند در کوی مشتاقان او

می شود بازیچه ای در دست طناز امید

7

زاغ یاس آمد نشست ار هر زمان بر شاخ دل

سنگ رجم افکن بر آن با پنجه ی باز امید

8

قعر ظلمت می رود هر آنکه اندر زندگی

دل نسازد راهی دروازه ی راز امید

9

دیده ی الیار بیند نوری اندر گام او

زان نشاند کلک خود با نام دمساز امید

متن شعر کپی شد.