مثنوی · مولوی
بخش ۱۶ - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزه ویست هم چون ادراک جبرئیل علیه السلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشه کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح
1
چون ملک از لوح محفوظ آن خرد
هر صباحی درس هر روزه برد
2
بر عدم تحریرها بین بی بنان
و از سوادش حیرت سوداییان
3
هر کسی شد بر خیالی ریش گاو
گشته در سودای گنجی کنج کاو
4
از خیالی گشته شخصی پرشکوه
روی آورده به معدنهای کوه
5
وز خیالی آن دگر با جهد مر
رو نهاده سوی دریا بهر در
6
وآن دگر بهر ترهب در کنشت
وآن یکی اندر حریصی سوی کشت
7
از خیال آن ره زن رسته شده
وز خیال این مرهم خسته شده
8
در پری خوانی یکی دل کرده گم
بر نجوم آن دیگری بنهاده سم
9
این روشها مختلف بیند برون
زان خیالات ملون ز اندرون
10
این در آن حیران شده کان بر چیست
هر چشنده آن دگر را نافیست
11
آن خیالات ار نبد ناموتلف
چون ز بیرون شد روشها مختلف
12
قبله جان را چو پنهان کرده اند
هر کسی رو جانبی آورده اند