مصرع نخست · شماره 7
ز عدم جدا نفتاده ای قدم دگر نگشاده ای
شاعربیدل دهلویدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
چه هوا بپرورد آتشت که برون پیرهن آمدی
# - 5
هوس تعلق صورتت ز چه ره فتاده ضرورتت
# - 6
برمیدی آنهمه از صمد که به ملک برهمن آمدی
# - 7
ز عدم جدا نفتاده ای قدم دگر نگشاده ای
انتخابشده - 8
نگر آنکه پیش خیال خود به خیال آمدن آمدی
# - 9
نه سفر بهار طراز شد، نه قدم جنون تک و تاز شد
# - 10
به خودت همین مژه باز شد که به غربت از وطن آمدی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 7 از «غزل شماره ۲۶۷۹ - که کشید دامن فطرتت که به سیر ما و من آمدی...» است.