کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 12

جان های شهیدان تو گیرند عنانش

چهرهٔ عرفیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 9

    در سینه مخمور وصالت نتوان یافت

    #
  2. 10

    زخمی که ز خمیازه توان بست دهانش

    #
  3. 11

    فریاد که هر غم که رسد بر در هستی

    #
  4. 12

    جان های شهیدان تو گیرند عنانش

    انتخاب‌شده
  5. 13

    عرفی لب غماز چه بندی که بود عشق

    #
  6. 14

    رازی که به گفتن نتوان کرد عیانش

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 12 از «غزل شماره ۴۰۷ - از بس که بود جان، دم رفتن نگرانش...» است.