مصرع نخست · شماره 107
بود جهل و گمان لنگی که وا دارد تو را از حق
شاعرشاه نعمت الله ولیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 104
همه در ذکر و تسبیح اند و حق ز ایشان خبر دارد
# - 105
تو لنگی را بر هواری برون بردن همی خواهی
# - 106
بیا این را جوابی گو که ناصر این زبر دارد
# - 107
بود جهل و گمان لنگی که وا دارد تو را از حق
انتخابشده - 108
قدم در علم و دانش نه اگر چشمت بصر دارد
# - 109
هوالاول هوالاخر هوالظاهر هوالباطن
# - 110
منزه مالک الملکی که بی پایان حشر دارد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 107 از «قصیده شماره ۳۵ - خرد پیمانه انصاف اگر یک بار بردارد...» است.