مصرع دوم · شماره 110
منزه مالک الملکی که بی پایان حشر دارد
شاعرشاه نعمت الله ولیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 107
بود جهل و گمان لنگی که وا دارد تو را از حق
# - 108
قدم در علم و دانش نه اگر چشمت بصر دارد
# - 109
هوالاول هوالاخر هوالظاهر هوالباطن
# - 110
منزه مالک الملکی که بی پایان حشر دارد
انتخابشده - 111
نه اول بود و نه آخر نه ظاهر بود و نه باطن
# - 112
منزه ذات بی چونش که گوئی او حشر دارد
# - 113
یکی دان و یکی او را نیاری هیچ هرگز شک
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 110 از «قصیده شماره ۳۵ - خرد پیمانه انصاف اگر یک بار بردارد...» است.