مصرع دوم · شماره 49
عبدک موقوف فماذا تزید
شاعرسناییدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 46
او قعنی حبک فی من یزید
# - 47
فی صفه الذل و نعت العبید
# - 48
قد حضر البائع و المشتری
# - 49
عبدک موقوف فماذا تزید
انتخابشده - 50
عصای موسی در دست فرعون بی عون نشاید، حسین علی را بر عتبه عتبه نشاید کرد. مولودی که در بهشت مرد معنوی بوده است در کنشت با مدعی چکند، خوشرویانی که در بستان انس پرورند در زندان حزن نگذرانند.
# - 51
اکنون من که محمدعلی الرفاام، از طریق ائتلاف ارواح که صدر نبوت و بدر رسالت خبر می دهد: الارواح جنود مجنده فما تعارف منها ائتلف ما تناکر منها اختلف بر خود واجب دیدم، بر حسب حسبت در تعهد و تنقد ایشان سعی کردن، خاصه چون معلوم بود که ترتیب ترکیب ایشان در بنیت انسان از جواهر لطیف است، نه از اجسام کثیف. و اعراض اغراض ایشان کمال حکمت و شرف است، نه نقصان و تلف، و عاقلان جهان دانند، که فرزانه تر فرزندی ایشان را شعر و حکمت است، زیرا که آن سلف این خلف است، که عیسی وار از راه کرم به ترک آن طرف می گویند، و حواوار پی هوا نسب حسب بی شرکت مادران به در می کنند، و آن حکیم عصر در آن معنی می گوید:
# - 52
آن دختر دوشیزه که دوشش دادند
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 49 از «مقدمه رفاء» است.