مصرع دوم · شماره 4گفت یک گرده و دو تا ماهیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1کور را گوهری نمود کسی#2زین هوس پیشه مرد بوالهوسی#3که ازین مهره چند می خواهی#4گفت یک گرده و دو تا ماهیانتخابشده5نشناسد کسی چه داری خشم#6لعل و گوهر مگر به گوهر چشم#7پس چو این گوهر نداد خدای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینکه ازین مهره چند می خواهی→سطر بعدینشناسد کسی چه داری خشم←