مصرع نخست · شماره 7پس چو این گوهر نداد خدایشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4گفت یک گرده و دو تا ماهی#5نشناسد کسی چه داری خشم#6لعل و گوهر مگر به گوهر چشم#7پس چو این گوهر نداد خدایانتخابشده8این گهر را ببر تو ژاژ مخای#9گرنخواهی که بر تو خندد خر#10نزد گوهرشناس بر گوهر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینلعل و گوهر مگر به گوهر چشم→سطر بعدیاین گهر را ببر تو ژاژ مخای←