مصرع دوم · شماره 6لعل و گوهر مگر به گوهر چشمشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3که ازین مهره چند می خواهی#4گفت یک گرده و دو تا ماهی#5نشناسد کسی چه داری خشم#6لعل و گوهر مگر به گوهر چشمانتخابشده7پس چو این گوهر نداد خدای#8این گهر را ببر تو ژاژ مخای#9گرنخواهی که بر تو خندد خر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «حکایت» است.سطر پیشیننشناسد کسی چه داری خشم→سطر بعدیپس چو این گوهر نداد خدای←