مصرع نخست · شماره 5نشناسد کسی چه داری خشمشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2زین هوس پیشه مرد بوالهوسی#3که ازین مهره چند می خواهی#4گفت یک گرده و دو تا ماهی#5نشناسد کسی چه داری خشمانتخابشده6لعل و گوهر مگر به گوهر چشم#7پس چو این گوهر نداد خدای#8این گهر را ببر تو ژاژ مخای#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینگفت یک گرده و دو تا ماهی→سطر بعدیلعل و گوهر مگر به گوهر چشم←