مصرع نخست · شماره 19مرد ابله مگر که گل خوردیشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.16سنگ صدگان نهاد از کم و بیش#17کرد از گل ترازو را پاسنگ#18تا شکر بدهدش مقابل سنگ#19مرد ابله مگر که گل خوردیانتخابشده20تن و جان را فدای گل کردی#21از ترازو گلک همی دزدید#22مرد بقال نرم می خندید#دربارهٔ این سطرسطر شماره 19 از «حکایت» است.سطر پیشینتا شکر بدهدش مقابل سنگ→سطر بعدیتن و جان را فدای گل کردی←