مصرع دوم · شماره 22مرد بقال نرم می خندیدشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.19مرد ابله مگر که گل خوردی#20تن و جان را فدای گل کردی#21از ترازو گلک همی دزدید#22مرد بقال نرم می خندیدانتخابشده23گفت مسکین خبر نمی دارد#24کین زیانست و سود پندارد#25هرچه گل کم کند همی زین سر#دربارهٔ این سطرسطر شماره 22 از «حکایت» است.سطر پیشیناز ترازو گلک همی دزدید→سطر بعدیگفت مسکین خبر نمی دارد←