مصرع دوم · شماره 46نه ز پالان و رنج بار برستشاعرسناییاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.43چون نه مردان طمع و پر خاشم#44خاره را خیره خیر چه تراشم#45گورخر چون نداد کس را دست#46نه ز پالان و رنج بار برستانتخابشده47گرچه شد ز اهل روزگار جدا#48چه کمست آخر از مگس عنقا#49سوسماری که فارغست از آب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 46 از «حکایت» است.سطر پیشینگورخر چون نداد کس را دست→سطر بعدیگرچه شد ز اهل روزگار جدا←